ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

26

معجم البلدان ( فارسى )

نقشهء 5 . معجم البلدان ، ج ع 1 ، ص 29 . چهارمين اصطلاح : و آن اصطلاحى است كه اكنون ( سدهء هفتم ) اعتماد همه رياضىدانان و حكيمان و منجمان برآنست . اقليم در اين اصطلاح به درازاى خطى است كه از خاور به باختر ، به شكلى كه در تصوير ( ش 4 ) مىبينيم كشيده شده است . بوريحان بيرونى پس از بيان اصطلاح زردشتى فارسى كه من از دستنويس او نقل كردم مىگويد : كسى كه در هنر [ 28 ] نجوم ممارست دارد و با دانش هيئت آشنا است تقسيم بندى ياد شده را به گونه‌اى ديگر مىپسندد ، زيرا چون به تقسيم بندى اول مىنگرد ، آن را كه با قوانين موضوعه روز سازگار بوده است با قانون طبيعى كه پايهء دگرگونى سرما و گرما و ديگر رويدادها در سرزمينهاى كرهء زمين بر آن است سازگار نمىيابد و سرگردان مىشود . سپس مىگويد : [ هرگاه ما ، در اختلافات شب و روز بيانديشيم كه چگونه در تابستان و زمستان ، از يكى كاسته و به ديگرى افزوده مىشود و هوا از گرماى سوزان به سرماى يخبندان مبدل مىگردد و نيز به آثار اينها در آب و زمين با دقت بنگريم ، خواهيم ديد كه اين دگرگونىها با وضع جغرافيائى شمال و جنوب پيوند دارد . هر گاه ما از خاور به باختر بر روى يك خط مدارى به گونه‌اى